دوستان ودوستداران سلام

روزی پاک متولدمیشویم ومسافتی رابه نام زندگی طی میکنیم وروزی دیگربدرود خواهیم گفت وجزیک واژه چیز دیگری ازمانخواهدماند....خاطره....

اری همه میدانیم که بودن رادیری نمیپایدوروزی نه چندان دورراه سفرابدی رادرپیش خواهیم گرفت.زیباست درچنین روزی باتوشه ای مملوازنوروسینه ای مالامال ازعشق به درگاه حضرت حق سلامی داشته باشیم.به امیدروزی که ازرهروان راهش وازحقیران درگاهش باشیم.انشاالله.

امیدکه روزگارتان درسایه خالق مشعلدارکاروان های اسمان پیمای شب بهاری باد               نایت اسکین                                


 

نوشته شده توسط شبنم در سه شنبه چهارم بهمن 1390 ساعت 15:12 موضوع | لینک ثابت


خداااااااااااااااااااااااااا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد                                  عشقم را گرفت از من
باریدن هم برایش بی اهمیت بود
گفت مصلحت این است
.
.
.
.
.
.
.
.
نمی بخشمت خدا........
  

                                      کارت پستال درخواستی طراحان  

    رفتی ولی هنوزدلم اون عشق رفته رومی خواد...

کارت پستال درخواستی طراحان

غروبامیون هفته برسر قبر یه عاشق
یه جوون میادمیذاره گلای سرخ شقایق
 
بی صدامیشکنه بغضش روی سنگ قبردلدار
اشک میریزه ازدوچشمش مثل بارون وقت دیدار
 
زیرلب باگریه میگه مهربونم بی وفایی
رفتی ونیستی بدونی چه جگرسوزه جدایی
 
اخه من تورامیخواستم،اون نجیب خوب وپاک
اون صدای مهربون نه سکوت سردخاک
 
تویی که نگاه پاکت مرهم زخم دلم بود
دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود
 
توکه ریشه کردی بامن،توی خاک بیقراری
توکه گفتی باجدایی هیچ میونه ای نداری
 
پس چراتنهام گذاشتی توی این فصل سیاهی؟
توعزیزترینی اما یه رفیق نیمه راهی
 
داغ رفتنت عزیزم خط کشیدروبودن من
رفتی ودیگه چه فایده؟ضجه وناله وشیون؟
 
توسفرکردی به خورشید رفتی اونوردقایق
منوجاگذاشتی اینجابادلی خسته وعاشق
 
نمیخوام بی توبمونم بی توزندگی حرومه
توکه پیش من نباشی همه چی برام تمومه
 
عاشق خسته وتنهاسرگذاشت روخاک نمناک
گفت جگرگوشه ی عشقودادمش دست تو ای خاک
 
نزاری تنها بمونه همدم چشم سیاش باش
شونه کن موهاشواروم،شبا قصه گوبراش باش
 
وغروب بااون غروبش نتونست دووم بیاره
پاکشیدازاسموناجاشودادبه یک ستاره
 
اون جوون داغدیده بادلی شکسته ازغم
بوسه زدروخاک یارودورشداهسته وکم کم
 
ولی چندقدم که دورشددوباره گریه راسرداد
روشوبرگردوندودادزدبه خدانمیری از یاد....


 

نوشته شده توسط شبنم در سه شنبه چهارم بهمن 1390 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت


کارت پستال درخواستی طراحان


تو دستات گرمه می دونم ولی دستای من سسته
چرا غمگینی و اشکات، تموم جونت و شسته 
حالا که اومدی پیشم، بیا بی گریه و زاری 
حقیقت رو بهت میگم، جوابم کردن انگاری ... 

بزار پات و روی قلبم، نزار دست روی احساسم 
به جای گریه و زاری، یه کم دعا بکن واسم 
تموم دکترا گفتن همین روزاست که می میرم 
نمی دونن دوام شوک نیست، نباشی جون نمی گیرم 
نبر ولتاژش و بالا، نزن شوک من دلم خونه 
! همین جایی که شوک میدی، دلم نیست خونه ی اونه  

حالا قدرتو می دونم، گرچه فرصتی نمونده 
قربون دلت برم که تورو تا اینجا کشونده 
اگه قسمت موندنم بود تورو تنها نمی زاشتم 
می گفتی بمیر می مردم، که نگی دوستت نداشتم 

ببخش که بودن واست همیشه دردسر داره 
همه میگن امیدی نیست ولی دعات اثر داره 
صدات و می شنوم آره، چشام اشکات و می بینه 
وقتی داد می زنی پاشوووو، به قلبم خیلی می شینه 
نکن گریه گل نازم داره اشکات حروم میشه 
بجم دعام بکن زود باش، ملاقاتت تموم می شه 

کاش می شد یکی بتونه، من و از خواب در بیاره 
مگه میشه مرده باشم، وقتی که اشکام می باره 
اگه حسرت تو دارم، اگه سرد و بی قرارم 
تورو با چشمای گریون، به خدامون می سپارم 

نمی گم برات می میرم، چون واسه تو زنده بودم 
نمی گم عشق منی تو، چون تویی همه وجودم 
اون دنیا جام خوبه خوبه، دلم واسه خوشی تنگه 
اون خدا که من می دونم، حتی آتیشش قشنگه
             کارت پستال درخواستی طراحان  


 

نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ساعت 13:8 موضوع | لینک ثابت


کارت پستال درخواستی طراحان 

یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و گفت: کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی

 قشنگی بود، آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون، اما زیاد طول نکشید

عشق من و ستاره جون، ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد اون، زل می زنم به

آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون....

کارت پستال درخواستی طراحان

چی بگم اگه تو بودی گریه ها منو نمی برد، زندگی منو می فهمید، رویاهام به هم نمی خورد...

کارت پستال درخواستی طراحان

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم!می شود!

آرام تلقین می کنم

حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود

فکری برای این دل آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین

خود را برای درک این صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست

این جمله را با تلخی اش صدبار تضمین می کنم

کارت پستال درخواستی طراحان


 

نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت


کسی دیگرنمیکوبددراین خانه ی متروک ویران را...

کسی دیگرنمیپرسدچراتنهای تنهایم...

ومن چون شمع میسوزم ودیگرهیچ چیزازمن نمیماند...

ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم....

درون کلبه ی خاموش خویش اما...

کسی حال من غمگین نمیپرسد...

ومن دریای پراشکم که طوفانی به دل دارم...

درون سینه ی پرجوش خویش اما....

کسی حال من تنها نمیپرسد...

ومن چون تک درخت زردپاییزم...

که هردم بانسیمی میشودبرگی جداازاو....

ودیگرهیچ چیزازمن نمیماند........ نایت اسکین

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... !

 برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

 تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرمنایت اسکین

         

بزن بارون که دلگیرم دارم این گوشه میمیرم

بزن بارون که دلگیرم  دیگه آروم نمیگیرم

حالا که خسته و تنهام حالا که  اون دیگه رفته

میفهمم تازه این دردو چقدر تنها شدن سخته

بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفسهامه

دلیل عشق پاک من غرور سرد اشکامه

ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده

ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده

ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده

ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده  ... بزن بارون...

   نایت اسکین       

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده …

تنهای تنها میون این همه آدم سخته.

 

دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم

وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی

ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم

سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم

اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود

خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخندمو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی

من به اینا کار ندارم دلم واسه تو تنگ شده ....

نایت اسکین                      دیرگاهیست که تنها شده ام............

قصه ی غربت صحراشده ام........  

وسعت دردفقط سهم من است....

بازهم قسمت غم ها شده ام.......

دگرایینه زمن بیخبراست..........

که اسیرشب یلداشده ام............

منکه بیتاب شقایق بودم..........

همدم سردی یخهاشده ام.........

کاش چشمان مراخاک کنید.........

تانبینم که چه تنها شده ام.........

 

 نایت اسکین

    كاش می دانستم...

چه كسی این سرنوشت را برایم بافت

انوقت به او می گفتم

یقه را انقدر تنگ بافته ای

كه بغض هایم را نمی توانم فرو بدهم ....
نایت اسکین

شب میلاد تو ای یار مرا شب غمگینی بود

خانه با یاد تو از گل لبریز همه جا پرتو سرزنده شمع

دوستانت همه شاد عاشقانت همه جمع

لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس

هعمه در طیف سرور همه در گل مستور

همه جا نور یاد شیرین تو در جام بلور

عکس زیبای تو در موج نشاط

همه با یاد تو خندان بودند

و من خانه به طوفان داده در میان همه گریان بودم

شمع همراه دل من می سوخ و کسی آگه از این راز نبود

چه کنم بی تو در شادی ها به دلم باز نبود

چه شب تلخی بود شب تنهایی من

من که در بستر غمها بودم

من که از اشک غریبانه چو دریا بودم

تو ندانی که چه تنها بودم

من به اندازه چشم همه مردم شهر گریه کردم در خویش

گریه ام بدرقه راهت باد

شب میلاد تو من بودم و اشک

من که از اشک غریبانه چو دریا بودم

آه ای معنی عشق تو ندانی که چه تنها بودم ....نایت اسکین                                            عیده و امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عیده و امسال تنهای تنها
به جای عیدی عزیزم
من تو رو میخوام  

 از وقتی رفتی غمگینه خونه
گریم میگیره با هر بهونه
رفتی و موندم با این همه درد
هرگز نمیشه فراموشت کرد....
  

  

                    


 

نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ساعت 9:3 موضوع | لینک ثابت


کارت پستال درخواستی طراحان      قول داده اَم

گاهـــﮯ

هَر اَز گاهـــﮯ

فانـــوس یادَت را

میاטּ ایـטּ کوچه ها بـﮯ چراغ و بـﮯ چلچلـﮧ، روشَـטּ کنَم

خیالـت راحـَــت! مَـטּ هَماטּ منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهاے بـﮯ خواب و بـﮯ خاطـــِره

میاטּ این کوچـﮧهاے تاریک پَرسـﮧ میزَنـَم

اَما بـﮧ هیچ سِتاره‌ے دیگـَرے سَلام نَخواهــَـم کَرد

خیالَت راحَت !
 

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت.

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه.

ابرا همه پیش منن

اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه.

دیشب دلم گرفته بود

رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون.

فدای تو

نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقتو واست بگم؟ به آخر خط رسیدم.

رفتیو من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو جداییو قسمت من آوارگی...

نمیدونی چقد دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات ، نوازشات ، بوسیدنت.

تو خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

یه قلب تنها و کبود هلاکه یه نگاهته.

من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره.

روزات بلنده یا کوتاه؟

 دوستی اونجا با کسی؟

 بیشتر از این منو نذار تو غصه و دلواپسی،

یه وقت  منو گم نکنی تو دود این شهر غریب

یه سرزمین غربته با صدتا نیرنگو فریب.

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

غم غریبی عزیزم زردو شکستت نکنه.

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون...

منم تورو سپردمت دست خدای مهربون.

راستی دیشب بارون اومد

منو خیالت تر شدیم رفتیم توقلب آسمون با ابرا همسفر شدیم.

از خودت برام بگو

بدون من خوش میگذره؟

 دلت میخواد می اومدم یا تنها موندی بهتره؟

از وقتی نیستی تو چشام فقط شده کاسه ی خون

همش یه چشمم به دره،چشم دیگم به آسمون.

یادت میاد گریه هامو ریختم کنارِ پنجره

 داد کشیدم تورو خدا نامه بده

یادت نره.

یادت میاد خندیدیو

 گفتی حالا بذار برم

تو رفتیو من تا حالا کنارِ در منتظرم...

در واپسین لحظات و در اوج سکوت و تنهای ام

صدای دلنواز یادت در قصه بی کسی ام می پیچد

باز شب می شود و من از سیاهی می هراسم

و باز دل خسته از فراق عشق می گریم

و بر تلخی تمام غمهای زندگی ام

اشک می ریزم

وقتی می خواهم چهره تو را به یاد بیاورم

چشمانم را می بندم و در سفید رنگی ارامش بخش

چشمان تو را می بینم

و صدای تو را مرور می کنم

با اینکه از برخی سکوتها دلزده ام

با رفتن تو بود که تنهایی من رقم خورد

تو رفتی و من به یادت

با غنچه های گل نرگس،با حیاط خانه

با غم و غربت خودم

همدم و هم زبان شدم

بیا که دلتنگ توام

دل شکسته ام را فراموش نکن

همیشه با خودم فکر می کنم

و در هر رهگذری تو را می بینم

و با توانی که از دوستی ها می گیرم از کنارت می گذرم

من به یاد تو هستم

تو هم مرا در یاد خودت داشته باش

و به یاد روزهایی که تو از کنارم می گذشتی

و من به امید نگاه تو ...

ای ماه شبهای تاریکم

گم کرده ام تو را...

سپیده گفت با طلوع افتاب نگاهت را در انتظار باشم

اما افسوس که در واژنامه زندگییم

 طلوع غریبی می کند

گفت به دیروزت بنگر

دیروزم را غروب بی کسی به یغما برد

و تنهایم گذاشت

امروزم را که جستجو می کنم

جز گریه های دلتنگی و دلواپسی فردا

و خاک سردی که در اغوشم می گیرد

و دستان لرزانی که بر سنگ

 سردی گلهای نرگسی را پرپر می کند

چیزی نمی یابم

وقتی بیایی از دریا برایت می گویم

که به امید آمدنت چگونه شب را به سحر می رساند

از غربت قناری هایی برایت می گویم

که بی تو نای خواندن نداشتن

وقتی بیایی به تو می گویم

که واژه نامه زندگییم پر شده از چشم انتظاری

متن زندگییم پر شده از حدیث آبی آمدنت

وقتی بیایی به تو می گویم

که تنها عشق به آمدنت دلم را زنده نگه داشته

نذر کرده ام وقتی آمدی

از زنبق ها گردنبندی بسازم

و شهر را زیر حریر سبز خیال بپوشانم

و دنیا را سرشاراز صداقت قناری ها سازم

و با تو از تمام با تو بودن ها سخن بگویم

کارت پستال درخواستی طراحان

نگاهت فریاد میزند در دلم.........!

نگاهم کن.......!

نگاه تو فقط نگاه نیست......!

نمیدانی در نگاهت چه میبینم........!

من با نگاهت دنیایی دارم.......!

باچشمانت.......!

با دستانت......!

با درد دوریت چه کنم........؟

درد......!

درد را از هر طرف بنویسم درد است......!

پس آرام باش.......!

با رفتنت من هم میروم......!

اجازه ی رفتنم فقط یک خداحافظی است.......!

من برای ملاقات خالقم آماده ام.......!

بودنت را میخواهم.......!

تو خود میدانی که چقدر نیاز به بودنت دارم.....!

نگو.....!

نگو که فکر کن کنارتم......!

از من نخواه......!

فکربودنت را با بودنت یکی ندان......!

فاصله......!

یک حرف ساده.......!

اما پر از فاصله........!

نگاه کن........!

بخند.....!

بخند که من با خنده ات زنده ام......!

من فقط.......!

سکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت میکنم.............!


 

نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ساعت 12:11 موضوع | لینک ثابت


زندگی...

زندگی تلخه

 زندگی ترسه

زندگی درده                                        

 ولی با تو بهشته

من اگه تنهام                                                              

تنها با غم هام

 غرقه ماتم هام                                   

 اینم از سرنوشته

چرا سرنوشت من اینجور رقم خورد

چرا عشق خوبمون بدجور بهم خورد

گفته بودم شعرمن رنگی نداره

می خونم تا که برگردی دوباره                   

قلبمکارت پستال درخواستی طراحان

 قلبم بی تو داغونه

 چشمام

چشمام گریونه

چرا نموندی پیشم دارم دیوونه می شم

دستام....                                           

دستامو بگیر

برگرد

برگرد و ببین

دیگه دارم می میرم دارم آتیش می گیرم

نذار تو حسرت عشقت بمونه این دل تنها

دارم می میرم از دوریت نذار بمونم تو غم ها

کسی جز تو نمی تونه امید قلب من باشه

نذار قلب تو از من جدا شه                     

چرا سرنوشت من اینجور رقم خورد

چرا عشق خوبمون بدجور بهم خورد

گفته بودم شعر من رنگی نداره

می خونم تاکه برگردی دوباره    

کارت پستال درخواستی طراحان

                

بیا ببین،آره بیا ببین منی که میگفتم هیچ موقع گریه نمیکنم،الان تو چه وضعی ام

میان انبوهی از خاطراتم نشسته ام و  به یاد آرزوهای قدیمی ام...

همیشه آرزو میکردم روزی نقاش باشم تا میتوانستم رویای با تو بودن

را روی صفحه ی دل حک کنم. آرزو می کردم نقاش باشم تا نقش آن دو چشم سیاه

مهربانت را حک کنم یا آن نگاه پر از عشق صداقتت را حک کنم

کاش نقاش بودم تا می توانستم آن لبخند دل نشینت را حک کنم

کاش...

کاش نقاش بودم نقشی از پیوند و وصال را به تصویر میکشیدم.

کاش نقاش بودم پیوند دو عاشق را به تصویر میکشیدم...

فکر نمیکردم روزی نقاش باشم و به جای پیوند،رفتنت را به تصویر بکشم

فکر نمیکردم روزی نقاش باشم و اشک چشمانم را،شکست دل بیمارم را به تصویر بکشم!

فکر نمیکردم روزی نقاش باشم درد جدایی را انتظار طاقت فرسا را فراغ یار را به تصویر بکشم!

آری من نقاشم یک نقاش دل شکسته که روزی آرزو داشت پیوند دو عشق را به تصویر کشد

ولی امروز من تصویر جدایی را به تصویر کشیدم...

  کارت پستال درخواستی طراحان

ای کاش بودی

ای کاش بودی و می دیدی که چشمانم چطور در انتظار توست...

اشکها در بدرقه راهت همچو آبی که بدرقه کننده مسافر است

تورا بدرقه می کرد و در انتظار بازگشت توست...

ای کاش بودی و التماس دستانم را می دیدی

که بسوی تو دراز شده

و با فریادی بی صدا تورا به سوی خود می خواند

اما این بازی مرا در حسرت دیدارت جای گذاشت و رفت

 آری...

این منم که از دوری تو دیگر تاب و توان حرف زدن ندارم

برگرد که دیگر درمن جانی نمانده که نثارت کنم...


 

نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ساعت 20:5 موضوع | لینک ثابت


عشقم رفت...

 

                                                   رفتی و جات خالی شد تو خونه م

آتیشو باز کشیدی به جونم

میدونم که حرف های قشنگت

چیزی نیست جز اشکی رو گونه م

آخ بازم داغت کوبید تو سینه

یاد تو چقده دلنشینه

خدایا کاری کن از بهشتت

بتونه اشکامو ببینه ......

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد                                  حلالم کن دم رفتن کمی بعد از پشیمونی     

   تو آوار نگاهی که تو هم با ما نمی مونی

مسیر موندن ورفتن یکی بود وجدا شد باز   

 تو پایان منو دیدی جدایی سخته از آغاز

حلالم کن غریبونه خیالم با تو میمونه         

  حلالم کن غریبی که برات دل کندن آسونه

حلالم کن به خونی که غروب از خاک می جوشه     

   حلالم کن به نوزادی که شیر از تیر می نوشه

مگه میشه کنارت موند؟هنوزم عشق بدحاله           

 صبوری هم کم اورده خود شمشیر می ناله

حلالم کن به زخمایی که لب واکرده می خنده       

 حلالم کن به عشقی که به چشمای تو پابنده ...

           ماه تو آسمون بود قهتی روشنایی بود

وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی

دیگه کسی نشد عاشق چشم های کسی

وقتی رفتی دریا دیگه به ماهی ها نگاه نکرد

ماه دیگه در نیومد ستاره ادعا نکرد

وقتی رفتی لونه هیچ پرنده ای چرا نداشت

واسه رد دلم هیچ کسی رو سراغ نداشت

وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدند

عاقلا رفتنش و دیدن و دیوونه شدند

وقتی رفت اشک از شهر چشماش جاری

همون و ازش گرفتن آخه یادگاری بود... 

          تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تو که می دونستی من طاقت دوریتو ندارم


می تونستم وقت گریه سر رو شونه هات بذارم


چرا رفتی؟چرا رفتی؟


دلم تنگه دیدنته داد میزنه تو سینه


همش بهونه می گیره میخواد تورو ببینه


بی تو شبام پر از غمه پر ازسکوت و ماتمه


دلم میخواد یه روز بیای نگات کنم یه عالمه


بگم دوست دارم ولی هرچی بگم بازم کمه


دلم تنگه دیدنته داد میزنه تو سینه


همش بهونه میگیره میخواد تورو ببینه


.......

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گاه دلتنگ می شوم

دلتنگتر از همه دلتنگی ها

گوشه ای می نشینم

و حسرت ها را می شمارم

و باختن ها را،

و صدای شکستن ها را...

نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام

و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم

که این چنین دلتنگم.

دلتنگم، دلتنگ...!

دردِ هجوم یک اتفاق خودش را می‌‌پیچاند به پهلو هایم

نمی‌ خواهم بترسم

نمی خواهم گریه کنم

ولی نبودنت عجیب سوراخ می کند

تقویم روزهای بودنم را

هنوز هم نمی خواهم گریه کنم

اتفاق که می‌‌خواهد بیفتد 

اختیارِ اشک و چشم و دل و شب و فریاد ....از دست میرود

تو از دست رفته ای

من .... از دست می‌‌روم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تولدت مبارک چه حرفه خنده داری

چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری

عجب شبیه امشب داره می سوزه چشمام

دورم شلوغه اما انگاری خیلی تنهام

واسه چی زنده باشم جشن چیو بگیرم

من امشبو نمی خوام دلم می خواد بمیرم

تولدم مبارک نیییییییییست دلم گرفته غمگینم

هوای خونه دلگیره تورو اینجا نمی بینم

تولدم مبارک نییییییییست شکسته قلب داغونم

تو نیستیو من از دوریت خودم رو مرده می دونم

هیشکی خبر نداره چقدر هواتو کردم

چقدر دلم می خواد تو باشی دورت بگردم

هیشکی خبر نداره دارم به زور می خندم

نمی دونم چرا من چشمامو هی می بندم

چشمامو من می بندم تا منتظر بشینم

شاید تو این سیاهی بازم تورو ببینم

تولدم مبارک نیییییییییست دلم گرفته غمگینم

هوای خونه دلگیره تورو اینجا نمی بینم

تولدم مبارک نییییییییست شکسته قلب داغونم

تو نیستیو من از دوریت خودم رو مرده می دونم....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


حالم بده

 حالم خوش نیس 

چیزی برام جذاب نیس

 یه روز سرد و مسخره 

انگار آخر دنیا بود

انگار روزای آخر من بود

 یه ساعت با دو تا عقربه که تند تند پشت سر هم می دوند

 زمان از دستم رفته

 دلم حواسش نیست خوابیده

 این ساعت لعنتی کی زنگ می زنه

 روی برگشتنت کوک کرده بودم

 چند روز پیش زنگ زد اما دلم بیدار نشد

 دلم خواب بود اما بیدار نشد

 نکنه مرده؟ سرم درد می کنه

 افکار بی سر و ته تو سرم می پیچه

 من چم شده؟

دنیا برام مفهومی نداره

 منتظر یه چیز دیگم

 منتظر یه چیزی که منو بیدار کنه

 منتظر یه شوک

 از پنجره بیرونو نگاه میکنم

 درختا از سرما به خود میپیچند

 برگها تو زوزه ی باد می رقصند

 باد جیغ می کشه ازین همه سردی

 سرما تنمو می لرزونه

 صدای باد تو گوشمه

 صدای رفتن

 صدای مردن

 من چم شده

 درد دارم

 غم دارم

 گیج شدم

 من چم شده

 قراره چی بشه

 من کجای این جادم

 چرا کسی نیس اینجا

 جاده خلوته یا من اشتباهی اومدم

 نکنه اومدنم اشتباهی بوده

 رفتنم چطور اشتباهیه؟

 اینجا تاریکه

 سرده

 سه بعدیه

 بعد زمان نداره

 اینجا کجاس

 من چم شده...

 باز هم منو تنهاییو و دیوارها...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بهم گفت که دوسم داره

بهم گفت منو میخواد

بهم گفت اگه پاش باشه  ته حادثه میاد

بهم گفت  که نفسهاشم اگه باشم می مونه

بهم گفت شور بودن رو توی نگام می خونه

دروغ گفت  دروغ گفت دروغ گفت

می گفتش من هواشم  تموم قصه هاشم

می گفتش آبروشم  همیشه روبه رو شم

می گفت از خاکی دوره می گفت سنگ صبوره

می گفت تنها نمیشم  می گفت دیوونه پیشم

دروغ گفت    دروغ گفت     دروغ گفت

بهم می گفت که زندگیشمو  بامن عجینه

می گفت چشمای من واسش یه دنیاس سرزمینه

می گفت طاقت میاره بچگی هامو بدی هام

می گفت از من می رونه خون دل هام خستگی هام

بهم می گفت که مثل هیچ کس نیس

میگفت توی نگاهش خار وخس نیس

می گفت طاقت نمیاره نباشم

می گفت از فکرشم می میره که فکر کنه از دنیاش جدا شم

اینارو اون بهم گفت

دروغ گفت  دروغ گفت  دروغ گفت.....

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دل بسته تمام چیزهایی هستم که تو را یاد من می آورد


دل بسته شال و کلاهی که عطر تو را هدیه می آورد


دل بسته اولین نگاه پرمعنای بی تکرارت


دل بسته آخرین وداع و آن نگاه غمگین


دل بسته خنده های تو


دل بسته گریه های تو


دل بسته کنج خلوت اتاق خوابم به یاد تو


دل بسته راز و نیاز با خدا برای تو


دل بسته لمس دستانت در خیالم کنار تو


دل بسته دادن شادی هایم برای تو


دل بسته ام به تمام این دل بستگی ها



دل بسته ی این تنهایی نمناک...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دلم دوباره درد گرفته

دلم دوباره گرد گرفته

دلم دوباره رنگ گرفته

درد دوری

گرد دلتنگی

رنگ بی کسی....

کارت پستال درخواستی طراحان

هر گاه به یاد می آورم رفتنت را چیزی از جنس تزلزل و فشار به جانم میریزد و ذره ذره نابودم می کند...

چرا رفتی؟چرا چنین جگر سوز رفتی؟

تا انتهای بودنم از این درد ملولم

دلتنگی در فضای متراکم بودنم رنگ می بازد و جز لحظه ی آخر همه چیز را از یاد برده ام...

کارت پستال درخواستی طراحان

ای نسیم  سحرگاهان وقتی از مزارش می گذری  به او بگو

نگاه من همواره قدمهای شتابانش را  جستجو می کند.

و اگر میدانستی

که چه زجری دارد خنجر از دست عزیزان خوردن

از من خسته نمی پرسیدی    که چرا تنهایی ؟

 

من تنها میان اینهمه  تنها تنهای تنهایم

و تنها با تنهایی توست که با تنهایی خویش سازگارم ...

کارت پستال درخواستی طراحان

از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت
واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
اینجا اشکه تو چشام به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت می سوزم
کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاره از تو
خاطراتت تنها باقیمونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم...

چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا...

چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم

نه

قلم در دست من نیست

من نقاش این تنهایی نیستم

این خاطرات شب چشمانت است که

قلم در دست گرفته..

و به حرمت شب های تلخ من

بعد از رفتن تو

حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی می کند

               جز تو...!


 

نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ساعت 21:37 موضوع | لینک ثابت


چگونه فراموشت کنم....

 کارت پستال درخواستی طراحان

 تورابه لطافت گلبرگ های چشمانت،به بلندای نگاهت قسمت دادم.....

که دلیل تپش های قلبم باشی....

وتوچه ساده شکستی قلبم را.....

وچه اسان بریدی نفسهایم را.....

وچه زودرفتی...................

امابدان من هرگزنخواهم گذاشت که امواج ردپاهایت راببوسند......

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هیـچ کس از حال دلــم خبر نـداره.......

کسی نمی داند که در قلب خسته ام چه می گذرد و چه غوغایی بر پاست

کسی مفهوم اشکهایم را نمی داند چگونه حدیث تنهایی ام را بگویم

که حتی کسی نیست برایم دل بسوزاند آیا کسی است که چشمان بی فروغم را باور کند

آری می گویند: هر چیزی را می توان خواست اما نمی توان داشت اما من تو را

خواستم . همه ی لحظه های زندگی ام بوی تو را می داد و گذر ثانیه هایم

 حضور تو را می طلبید و وقتی انتظار پایان میابد و در زلال ترین لحظه های زندگی ام

تو را می دیدم از کرانه تا کرانه جاری عشق تو می شدم عشقی که زیباترین احساس است

ولی چه فایده......... 

کارت پستال درخواستی طراحان

غربت دیرینه ام راباتوقسمت میکنم...

تاابدبادردورنج خویش خلوت میکنم....

رفتی وبارفتنت کاخ دلم ویرانه شد....

من دراین ویرانه هااحساس غربت میکنم...

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دست به صورتم نزن

می ترسم بیفتد..

نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد ..

سیل اشک هایم تو را با خود ببرد ..

و باز ..

من بمانم و تنهایی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

امروز کفتر عشم مرد

 

اون که رفتو تنهام گذاشت

 

تو هم که داری میری

 

تو بگو با این همه تنهایی چیکار کنم؟

 

اون کفتر زبون بسته تا بهش گفت تو میخوای بری طاقت نیاوردو

جلوی چشام پرپر زد و مرد بخدا

 

میدونی یعنی چی؟

 

یعنی بعدش نوبته منه

 

قبر براش درست کردم  حتما برو ببینش

 

اون خودشو فدای عشقم کرد تا .....

 

کفتر عشقم طاقت دوریتو نداشت  من چه جوری طاقت بیارم؟؟؟

 

 

 

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم...

حالم را پرسیدند:

گفتم رو به راهم...

نمیدانند رو به راهی هستم که تو رفته ای.....

 
هنوز ردپایت در کوچه های دلم پا برجاست...

هنوز حس میکنم با من هستی...

صدایم میکنی و من با بغض بی پایان جوابت را نمیدهم تا

بدانی چه دردناک است قصه ی بی کسی ام...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد                                  گاهی حجم دلتنگی هایم ان قدرزیادمیشودکه دنیاباتمام وسعتش برایم تنگ میشود....

......دلتنگم....... تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسیدازحرکت ایستاد..... 

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم راندید............

دلتنگ خودم......

خودی که مدتهاست گم کرده ام.....

گذشت دیگران زمان که فقط یکبارازدنیامیرفتیم....... 

من بی توهرلحظه وهرثانیه میمیرم....

شعرهای عاشقانه               چگونه فراموشت کنم توراکه ازخرابه های بی کسی به قصرسپیدعشق هدایتم کردی...

عاشقی بی قرارویاری باوفابرای خویش ساختی وباصداقت عاشقانه ات دلم رابه دست اوردی...

چگونه فراموشت کنم توراکه سالهادرخیالم سایه ات رامیدیدم وطپش قلبت راحس میکردم وبه جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعامیکردم که خدایاپس کی اوراخواهم یافت...

چگونه فراموشت کنم توراکه همزمان باتولدت درقلبم همه رافراموش کردم...

برایم تمامی اسم ها بیگانه شده اندوهمه خاطرات مرده اند...

دستم رابه تودادم...قلبم رابه تودادم...فکرم رانیزبه تودادم...بازوانم رابه توبخشیدم...ونگاهم ازان توبود...وشانه هایم که نپرس...دیگربامن غریبه بودند....وحال تمامی لحظات تورامیخواهندوبرای عطرنفس هایت دلتنگی میکنند...

چگونه فراموشت کنم تورا........... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد     

          .درد تنهایی.. دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی........ صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی....... شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین..... ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی........ میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم........ چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی........ تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند..... به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی........ دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل..... درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی........ هماره قلب بیمارم به یاد توشود روشن...... چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی...

میدانی...؟؟؟؟ 

                      


 

نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه دهم اسفند 1390 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت


وبعدازرفتنت...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد                                                    شبی ازپشت یک تنهایی نمناک وبارانی،تورابالهجه گلهای نیلوفرصداکردم،

تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعاکردم،

پس ازیک جستجوی نقره ای درکوچه های ابی احساس،

توراازبین گلهایی که درتنهاییم روییدندباحسرت جداکردم...

وتودرپاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی...

دلم حیران وسرگردان چشمانیست رویایی ومن تنهابرای دیدن زیبایی ان چشم تورادردشتی ازتنهایی وحسرت رهاکردم...

این بوداخرین حرفت ورفتی...

ومن بعدازعبورتلخ وغمگینت،

چشمهایم رابه روی اشکی ازجنس غروب ساکت ونارنجی خورشیدواکردم.

نمیدانم چرارفتی؟؟؟

نمیدانم چرا؟؟؟

شایدخطاکردم وتوبی انکه فکرغربت چشمان من باشی...

نمیدانم کجا....؟

تاکی....؟

برای چه....؟

ولی رفتی وبعدازرفتنت باران چه معصومانه میبارید...

وبعدازرفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت...

وبعدازرفتنت رسم نوازش درغمی خاکستری گم شد...

وگنجشکی که هرروزازکنارپنجره بامهربانی دانه برمیداشت تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد...

وبعدازرفتنت اسمان چشمهایم خیس باران بود...

وبعدازرفتنت انگارکسی حس کرد،من بی توتمام هستیم ازدست خواهدرفت...

کسی حس کردمن بی توهزاران باردرلحظه خواهم مرد...

وبعدازرفتنت دریاچه بغضی کرد...

کسی فهمیدتونام مراازیادخواهی برد...

ومن باانکه میدانم توهرگزیادمراباعبورخودنخواهی بردهنوزاشفته چشمان زیبای توام...برگرد....

برگردوببین که سرنوشت انتظار من چه خواهدشد...

وبعدازاین همه طوفان ووهم وپرسش وتردیدکسی ازپشت قاب پنجره ارام وزیباگفت...

توهم درپاسخ این بی وفایی هابگوکه درراه عشق وانتخاب ان خطاکردم...

ومن درحالتی مابین اشک وحسرت وتردید...

کنارانتظاری که بدون پاسخ وسرداست...

درامواج پاییزی ترین ویرانی یک دل...

میان غصه ای ازجنس بغض کوچک یک ابر...

نمیدانم چرا...؟

شایدبه رسم وعادت پروانگی مان بازبرای شادی وخوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت دعاکردم....        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد 

دلـم پُــــــــر است

 

پُــــــــر پُــــــــر پُــــــــر

 

آنقــــدر كـــــه اضــافـــــــه اش از چشمــــــــانم مي

چــــــكد...

 

             تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اشـــــــــــــــــك است...ك از ديدگانم خارج و بر گونه هايم جاري ميشود...

اشـــــــــــــــــك است... ك از درونم آگاه است آگــــاه...

هر گاه بغضي در گلو خفتـــــــه

اشـــــــــــــــك است ك در چشمانم بي قرار است

و آرزوي باريدن را مي كند...

اندكي تامل...

و مي بارد بر گونه هاي تبدارم...

آري...

اشــــــــــــــك است...

                              اشـــــــــــــــــــــــك...

                                                              ك در خلوت شبهاي تنهائي فــــــاتح قلب من است...

 

                                                            


 

نوشته شده توسط شبنم در شنبه ششم اسفند 1390 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت